پایان نامه گنجینه های فراموش شده - مرکز آفرینش های هنری
پایان نامه گنجینه های فراموش شده مرکز آفرینش های هنری |
![]() |
دسته بندی | هنر و گرافیک |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 51127 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 250 |
پایان نامه گنجینه های فراموش شده - مرکز آفرینش های هنری
همراه با تصاویر
یکی از اصلی ترین راه های شناخت موضوعات و پدیده ها و مفاهیم، مطالعه در صفات و آثار آنها می باشد. این موضوع به ویژه وقتی که موضوع در قلمرو نظر و اندیشه مورد بررسی و مطالعه قرار می گیرد از اهمیت بیشتری برخوردار می شود. علاوه بر آن فضای فکری و فرهنگی ای که موضوع در آن مورد مطالعه و شناسایی قرار می گیرد یکی از مهم ترین عوامل مؤثر در تبیین موضوع است. برای نمونه تعاریف آزادی در جوامع و فرهنگها و تمدنها و جهان بینیهای مختلف واجد تمایزاتی است که این تمایزات گاهی تاحد تضاد و تخالف پیش می رود. به این ترتیب موضوع نظم نیز از این قواعد مثتنی نیست و در جهت شناخت آن اولا تحدید فضای مطالعه در جهان بینی و فرهنگ اسلامی و ثانیا شناسایی صفات و ویژگیهای آن در این فضا و محیط و سپس تبیین تأثیرات یا تجلیات این صفات در محیط مصنوع و آثار انسانی هدف اصلی این مطالعه خواهد بود.
شرایط خاص جهانی در آغاز قرن بیست ویکم اساسا به فرهنگ و هنر نقش ویژه ای داده است. هنر به عنوان زبان گفت و گو و انتقال اندیشه در کانون توجهات مختلف سیاسی و فکری و اجتماعی قرار گرفته است و نکته مهم تر از همه تعهد اجتماعی هنر است. هنر علاوه بر نقش تربیتی که برای بالا بردن شناخت و عمق بخشیدن به طرز تلقی انسان از جهان و جامعه و خویش دارد، دارای نقش کارکردی اجتماعی است که با گسترش علوم مختلف در جوامع امروزی و پدید آوردن سرگرمی های جدید و پیامد آن مشکلات اجتماعی بخشی از فرهنگ هر ملتی دچار تغییر و تحول شده و یا در دست تغییرات ناخواسته است. نوع تمایلات و سلایق مردم نیز دچار تغییراتی شده است و جامعه ما نیز از این امر مستثنی نیست.
با گسترش شهرها و صنعتی شدن، بسیاری از امور توجه به هنرهای اصیل و سنتی کمتر گشته است. در این میان معماری و نقاشی ایرانی نیز متحمل بی توجهی گشته اند و حتی در بسیاری از موارد دچار فراموشی شده اند. به عنوان مثال در معماری، دیگر شاید توجه به فرهنگ و آداب و رسوم و اقلیم آنچنان در شهرها و حتی در مورد روستاها مورد توجه قرار نمی گیرد و بیشتر براساس معماری مدرن به ساخت و ساز پرداخته می شود و در واقع به گونه ای تقلید کورکورانه از غرب. نسل جدید به گونه ای با سنت ها و فرهنگ پدران خود بیگانه اند. البته در نقاشی نیز چنین اتفاقی قابل مشاهده می باشد، به گونه ای که بسیاری از جوانان نسل امروز با نقاشی ایرانی بیگانه گشته اند و شاید هیچ اطلاعی از آن نداشته باشند که این امر را به گونه ای می توان مرتبط با پیشرفت های صنعتی دانست. حال آنکه نقاشی و معماری اصیل ایرانی بازتاب درک انسان حساس و نکته فهم و جامعه ای عمیق و با فرهنگ است و این واقعیتی است که هنر مشرق زمین به وضوح و صراحت نمایان می سازد. در نقاشی ایرانی فهم و اندیشه ی عمیق و احساسی لطیف نسبت به جهانی هدفدار و پرمعنا را می توان یافت و در بسیاری از انواع گوناگون معماری و نقاشی ایرانی این نگاه عارفانه و عابدانه را می توان دنبال کرد.
این پروژه با چهار رویکرد انتخاب گردیده است:
- نخست: حفظ و بازآفرینی میراث ارزنده فرهنگی و هنری کهن و انتقال آن به نسل های آینده.
- دوم: گسترش فرهنگ و هنر اصیل ایرانی و معرفی آن در جوامع دیگر.
- سوم: ایجاد پیوند میان نقاشی ایرانی و معماری ایرانی.
- چهارم: ایجاد پیوند میان نقاشی ایرانی و ادبیات.
در واقع شکوفایی و درخشش هنری و فرهنگی نسل جوان و نوجوان به صورتی نهادی شده از طریق ایجاد کانون ها و مراکز مختلف فرهنگی امکان بروز و ظهور پیدا می کند، و از این طریق می توان از شکاف و گسستگی میان نسل ها و فاصله آموزشی و هنری میان هنرهای قدیم و جدید کاسته شود و میان شیوه ها، نظرهای نوین هنری و منابع و ذخایر عظیم فرهنگی نوعی ارتباط زنده و پویا برقرار شود که توانایی های اصیل فرهنگی اسلامی ایرانی به زبانی روزآمد و جذاب در عرصه هنر درآید.
نگارگری پیش از تاریخ در ایران
آغار نگارگری در ایران را میتوان تا هزارههای پیش از میلاد پیگیری کرد. نخستین آثار بر جای مانده از سکونت انسان که در شمال ایران یافت شده، از نظر تاریخی به دوران پالئولیتیک تا عصر حاضر مربوط است. اما مهمترین تصاویر از دوران غارنشینی انسان در ایران به غرب و در منطقه لرستان ارتباط پیدا میکند. به دنبال پژوهشهای باستان شناسی در این منطقه، در غارهای «میرملاس» به نقوشی دست یافتند که تاریخی چند هزار ساله دارد.
غار نگاره های لرستان- میرملاس
غار میرملاس که در کوه «سرسرخن» واقع شده نخستین غاری است که بر روی دیوار آن که قسمتهایی از آن نیز فروریخته است، نگارههایی را یافتند» میرملاس با فاصلهای حدود 30 کیلومتر از شهر کوهدشت قرار دارد و نقاشیهای بر دیوارههای جنوبی و شمالی این غار باقی مانده است. بیشتر این نگارهها صحنههایی از رزم، شکار، انسان و حیوان را نشان می دهد. نقوش حیواناتی چون گوزن، گاو، سگ، روباه و خصوصاً اسب و سوار که در حال تیراندازی و شکار موضوعات رزمی که در تاریخ نگاری ایران با تغییراتی تکرار گردیده، ولی موضوع و شکل اصلی خود را حفظ کرده است. این نگارهها با رنگهای قرمز وسیاه بر دیوار غار یاد شده و همچنین کوه «همیان» یا کوه «کیزه» که در بالای کوه سرسرخن قرار گرفته نقش شده است.1- نگارگری پیش از تاریخ در ایران
آغار نگارگری در ایران را میتوان تا هزارههای پیش از میلاد پیگیری کرد. نخستین آثار بر جای مانده از سکونت انسان که در شمال ایران یافت شده، از نظر تاریخی به دوران پالئولیتیک تا عصر حاضر مربوط است. اما مهمترین تصاویر از دوران غارنشینی انسان در ایران به غرب و در منطقه لرستان ارتباط پیدا میکند. به دنبال پژوهشهای باستان شناسی در این منطقه، در غارهای «میرملاس» به نقوشی دست یافتند که تاریخی چند هزار ساله دارد.
غار نگاره های لرستان- میرملاس
غار میرملاس که در کوه «سرسرخن» واقع شده نخستین غاری است که بر روی دیوار آن که قسمتهایی از آن نیز فروریخته است، نگارههایی را یافتند» میرملاس با فاصلهای حدود 30 کیلومتر از شهر کوهدشت قرار دارد و نقاشیهای بر دیوارههای جنوبی و شمالی این غار باقی مانده است. بیشتر این نگارهها صحنههایی از رزم، شکار، انسان و حیوان را نشان می دهد. نقوش حیواناتی چون گوزن، گاو، سگ، روباه و خصوصاً اسب و سوار که در حال تیراندازی و شکار موضوعات رزمی که در تاریخ نگاری ایران با تغییراتی تکرار گردیده، ولی موضوع و شکل اصلی خود را حفظ کرده است. این نگارهها با رنگهای قرمز وسیاه بر دیوار غار یاد شده و همچنین کوه «همیان» یا کوه «کیزه» که در بالای کوه سرسرخن قرار گرفته نقش شده است.
ساختمان منقوش تپه زاغه
«تپه زاغه» تپهای است تقریباً مدور که راس آن کمتر از یک متر از سطح زمینهای اطراف بلندتر است. این تپه در بلوک زهرا در 60 کیلومتری جنوب شهرستان قزوین واقع است.
در محدودهای بسیار کوچک از این تپه و در عمق چند سانتیمتری پایینتر از کف ساختمان، اثر رنگآمیزی شدهای که با گل اخرا انجام گرفته بود مشخص گردید. در فصول بعد آقای دکتر نگهبان موفق شدند از بنای بزرگی واقع در شمال تپه خاک برداری کنند که سطح داخلی دیوار شمالی حیاط با رنگهای سیاه و سفید و زرد و قرمز با عناصر نقشی هندسی تزیین شده بود.
نگاره های سفالین
ویل دورانت آغاز هنر نقاشی را از هنگام نقش اندازی بر روی سفال میداند: «هنگامی که کوزهگر بر روی ظرفهای ساخته خود نقشهای رنگین ترسیم میکرد، در واقع هنر نقاشی را به وجود آورد».
نقاشی بر روی سفال یکی از فعالیتهای هنری مردم ایران بوده که با مطالعه سفالینههای منقوش پیش از تاریخ ایران میتوان سیر حرکت و تحول نگارگری را مشاهده کرد. در این نقوش سفالگر و هنرمند به طبیعت وفادار نمیماند و جزئیات آن را طرح نمیکند، بلکه میکوشد خصوصیات برجسته موضوع و به عبارتی جوهر اشکال و اشیا را نشان دهد.
شاید نقشهای هندسی بر صور و اشکال گیاهی و حیوانی مقدم بوده است. و هر یک در نزد آنان معنای مخصوصی داشته و در واقع رمز اشیایی مانند کوه و آب و چاه و مزرعه و… بوده است. عدهای معتقدند که همین خطوط و اشکال نوعی خط تصویری به شمار میرود و آنها را میتوان کتب نخستین ایرانیان پیش از تاریخ دانست.
نگارگری در دوره صفوی( شاه اسماعیل دوم و سلطان محمد خدابنده )
در سال 983هـ.ق اسماعیل دوم به جای پدرش شاه طهماسب، به تخت سلطنت نشست. اسماعیل به لحاظ سرپیچی از دستورات پدرش مدت بیست سال را در زندان سپری کرده بودو تنها پس از فوت وی بود که از زندان رهایی یافت. مدت طولانی بازداشت، اسماعیل را برای فرمانروایی آماده نساخته بود و دوره کوتاه سلطنت وی همراه با خشونتهایی بسیار نسبت به افراد خانوادهاش بود. اسماعیل پنج تن از برادران و چهار عضو دیگر خانواده سلطنتی را کور کرد یا به قتل رساند، در عین حال تمام افسران قزلباش وفادار به پدرش را از کار برکنار کرد. به همین لحاظ، حامیان قزلباش اسماعیل، به مخالفت با وی پرداختند و موجبات قتلش را با تریاک فراهم ساختند.
شاه اسماعیل دوم تنها آن دسته از اعضای خانواده را که بسیار جوان بودند یا برای او تهدیدی به شمار نمیآمدند، مصون گذاشت. سلطان محمد خدابنده، جانشین اسماعیل، از جمله افرادی بود که از جانب وی احساس خطری نمیکرد. هرچند که او پسر بزرگ شاه طهماسب بود، ولی به لحاظ کوری چشمانش، فردی شایسته سلطنت نبود. گذراندن سالهای بسیار در خلوت حرمسراها از وی شخصیتی ضعیف ساخته بود که تمایلی به رهبری ایران نداشت. سالهای بسیار همسر قدرتمندش زمام امور را در دست داشت، ولی جناح قزلباش که با همسر مخالف بود، موجبات قتل وی را فراهم آورد. در شرایطی که گروههای مختلف رقیب و شاهزادههای صفوی در جدال با یکدیگر بودند، نیروهای عثمانی مجدداً در سال 984هـ. به ایران حمله کردند و در خلال ده سال بسیاری از سرزمینهای شمال و غرب ایران را به تصرف درآوردند. ازبکها نیز به خراسان بازگشتند و هرات را به تصرف خود درآوردند. در سال 994هـ. بخشهایی از خراسان که از نفوذ ازبکها مصون مانده بودند، از والی مشهد، مرشد علی قلیخان اوستا جلو و پسر جوان شاه، شاهزاده عباس، حمایت کردند. این شورش به سرعت توسعه یافت و به قزوین رسید و در آنجا سلطان محمد خدابنده به نفع «عباس» از سلطنت کناره گرفت.
دوره سلطنت شاه عباس اول، که متعاقباً در مورد آن بحث خواهد شد، یکی از دورههای درخشان تاریخ ایران است. شاه عباس پایههای سلطنت چهل ساله خود را بر ویرانههای دورههای گذشته بنا نهاد و نه تنها هنر، بلکه اغلب زمینهها را به مرتبه اعلایی رساند. هرچند سمت و سوی نگارگری در دوره شاه عباس قویاً متاثر از جریانات و جو هنری دوره شاه اسماعیل دوم و سلطان محمد خدابنده بود.
کاشی زرین فام- قرن 5 هجری- کاشان
لعاب زرین فام که ابوالقاسم آن را دو آتشه می خواند، رایج ترین و معروف ترین تکنیک در تزئینات کاشی بود. این تکنیک ابتدا در قرن دوم هجری در مصر برای تزیین شیشه مورد استفاده قرار می گرفت. مراحل کار به این شرح بوده که پس از به کار گیری لعاب سفید بر روی بدنه کاشی و پخت آن، کاشی با رنگدانه های حاوی مس و نقره رنگ آمیزی می شده و مجددا در کوره حرارت می دیده و در نهایت به صورت شیء درخشان فلزگونه ای در می آمده است. با توجه به مطالعات پیکره شناسی که بر روی نخستین کاشیهای معروف به زرین فام انجام گرفته و نیز از آنجایی که در این نوع از کاشی ها بیشتر طرح های پیکره ای استفاده می شده تا الگوهای گیاهی، می توان گفت این نوع از کاشی ها به ساختمانهای غیر مذهبی تعلق داشته اند. ویرانی حاصل از تهاجم اقوام مغول در اواسط قرن هفتم هجری، تنها مدت کوتاهی بر روند تولید کاشی تأثیر گذاشت و در واقع هیچ نوع کاشی از حدود سالهای 642-654 ه.ق بر جای نمانده است. پس از این سال ها، حکام ایلخانی اقدام به ایجاد بناهای یادبود کرده و به مرمت نمونه های پیشین پرداختند. نتیجه چنین اقداماتی، احیای صنعت کاشی سازی بود. در این دوران، تکنیک مینایی از بین رفت و گونه دیگری از تزئین سفال که بعدها عنوان لاجوردینه را به خود گرفت، جانشین آن شد. در این تکنیک، قطعات قالب ریزی شده با رنگهای سفید، لاجوردی و در موارد نادری فیروزه ای، لعاب داده می شدند و پس از اضافه شدن رنگهای قرمز، سیاه یا قهوه ای بر روی لعاب، برای بار دوم در کوره قرار داده می شدند. در اوایل دوره ایلخانی، تکنیک زرین فام بر روی لعاب بدون هیچ رنگ افزوده ای به کار برده می شد، لکن در ربع پایانی قرن هفتم،رنگهای لاجوردی و فیروزه ای به میزان اندکی مورد استفاده قرار گرفتند. با نزدیک شدن به قرن هشتم هجری، آبیلاجوردی از رواج و محبوبیت بیشتری برخوردار شد و سرانجام تکنیک نقاشی زیر لعاب با استفاده از رنگهای آبی لاجوردی و اندک مایه ای از رنگهای قرمز و سیاه، جایگزین نقاشی زرین فام شد که کاشی های تولید شده با چنین تکنیکی معمولا با نام کاشی های سلطان آباد شناخته می شوند. این تکنیک تا اواسط قرن با رو به زوال نهادن حاکمیت ایلخانیان در اواسط قرن هشتم، عصر طلایی تولید کاشی پایان یافت. کاشی های معرق-موزائیکی- تک رنگ و نه چندان نفیس در رنگهایی متفاوت جانشین قابهای عظیم زرین فام و کتیبه ها شدند. این تکنیک برای نخستین بار در آغاز قرن هفتم هجری در آناتولی اقتباس شده و یک قرن بعد در ایران و آسیای مرکزی پدیدار شده است. این نوع از کاشی ها برای ایجاد طرحی پیچیده در کنار یکدیگر چیده می شده و از آنها برای تزئین محراب ها استفاده می شد. شیوه کار به این صورت بوده است که سفال های لعاب داده شده را بر مبنای طرح اصلی می بریدند و سپس با در کنار هم قرار دادن آنها، طرح اصلی را می ساختند. در دوره ایلخانیان برای نخستین بار این تکنیک مورد استفاده قرار گرفت؛